عاشقانههای یک بنیادگرا

خرید بک لینک

سبزینه/زیر نظر: عبدالجبار کاکایی/نقد کتاب «سمت روشن دنیا» سروده رضا اسماعیلی

عاشقانههای یک بنیادگرا

شراره کامرانی

سبک زندگی ما از طرز لباس پوشیدن و آرایش مو تا شیوه کاربری از آشپزخانه، نوع تفریحات، گرایشهای هنری و اصولاً چگونگی فکر و عمل ما در عرصههای مختلف زندگی در مقایسه با دهههای گذشته، به کلی توفیر کرده است. فرهنگ مصرفی با تمام ایدهها و تمهیدات استاندارد ساز خود، درجوامع ریشه دوانده و بنیانهای مفهومی بشر را تغییر داده است.
در نگاه انسان ظاهربین امروز، البته آنچه «زیبا»است، خوب است و آنچه خوب است، سبب التذاذ می شود. فرهنگ مصرفی به اصل «تنوع» نیز برای راضی نگه داشتن سلیقههای مختلف توجه دارد و «زیبایی»هایی منطبق بر سلائق مختلف تولید می کند تا هر کس بر اساس درک خود، از زیبایی به التذاذ برسد. در چنین دنیایی، تعیین یا ارزیابی هر نوع معیاری دشوار و غیرممکن است؛ چرا که به تعداد انسانها و به وسعت قلمرو فرهنگ مصرفی، معیار تشخیص وجود دارد و چه کسی می تواند بگوید معیار او قابل قبول تر از معیارهای دیگران است ؟ از منظری دیگر، وفور معیار در دنیای فعلی به بی معیاری پهلو می زند که طی آن هر عملی به محض زیبایی یا مورد پسند بودن مشروعیت می یابد.
چه جهان ترسناکی!اندکی تأمل، برخورد عقلانی با جهانی این گونه را بسیار فرساینده نشان میدهد. انسان متعقل به این فرسایندگی پی برد و ملول شد. او ناگهان در دنیای «هرکی هرکی» و «هرچی هرچی» قرار داشت و هراس از این موقعیت، او را به جستجوی موقعیتهای آرام بخش چون «گذشته» واداشت. انسان آلوده به فرهنگ مصرفی به خیال آرامش به گذشته پناه برد و بر اساس همان اصل «زیبایی» در این فرهنگ، آنچه رنگی از گذشته داشت، زیبا قلمداد شد.
ویترینهای پوشاک سالهای اخیر را به یاد بیاورید ؛ نقوش و خطوط قدیمی در این سالها زینت بخش البسه بود و قوالب هنری نیز در همین راستا به گذشته رجوع کردند. ارزشها و هنجارهای اجتماعی نیز از این قاعده مستثنی نبودند و بعد از استقلال زنان، موجی از دلزدگیهای پیشروانه، بسیاری از زنان ممتاز عرصههای علمی و هنری را به ازدواج زودهنگام تشویق کرد.
چه گرداب بی نهایتی! ارزش دیروز، امروز دیگر بهایی ندارد و حتی شاید ضد ارزش است. در چنین دنیایی هراس از بی ثباتی موقعیتها، انسان را وادار می کند به اولین تخته پاره ای که دستش می رسد، بیاویزد. انسان نامطمئن، برای تسکین فرسودگیها و هراسهایش، در جستجوی پناهگاهی است و این گونه عشق،آرامگاه انسانی می شود که به عمق فاجعه و بدایت و نهایت این فرهنگ پی برده است.انسان مصرف زده امروزی، در اشتیاق و در جستجوی آرامش به تاراج رفته، به گذشته، به عشق، به چیزی که گمان می برد اصل اوست، برمی گردد:
« خدا سیب را آفرید ر دنیا ربا دوستت دارم آغاز شد» (ص ۸)
محوراندیشگی کتاب «سمت روشن دنیا»،مبتنی بر عشق است. در این کتاب، عشق عنصر اصلی زندگی است و می تواند در تمام لایههای جامعه و زندگی بشر جاری باشد ؛ از خالق و مخلوق گرفته تا عناصر طبیعت.
در جهان شعری این کتاب، دنیای گذشته زیباتر و اصیل تر است.البته اسماعیلی عشق را در لباس امروزین یعنی زمینی و مبتنی بر فرهنگ مصرفی نمی پسندد:
«عاشق نه رتو خوابی و ربه دنبال رختخواب!رعاشقی رشیوه رندان بلاکش باشد» (ص ۲۹)
فرازهایی از این دست، دلسپردگی اسماعیلی به روابط عاطفی پیشا فرهنگ مصرفی را نشان میدهد که در آن معیارهای دیگری بر اصل لذت فرهنگ اخیر می چرباند:
«از لبانت بچین ردوستت دارمها را رو پیش از آن که پژمرده شوندربه زنی تقدیم کن که در همین نزدیکیرصورت آینه را برق میاندازد رو از فرط پیدایی رغائب استرهمیشه در چشمهای تورهمچنان که آب برای ماهی» (ص ۲۰)
از منظر این شعر، زنی شایسته دوست داشتن است که در کار پیرایش سیرت خود است.کاری که در دنیای بی معیار امروزی، عجیب و غیرممکن به نظر می آید و البته نمادی مانند «آینه» و مفهومی مانند «غیبت»، بر دیروزی بودن معیارهای گوینده این شعر صحه می گذارند.اندکی بعد در صفحه ۲۱ اسماعیلی «آرایشگاه»های شهر را عامل سیاه بختی دختر گلاندام «کوکب خانم» میداند.کوکب خانم، نماد زن روستایی و دختر بی آرایش او نماد معصومیتی است که در شهر خریداری ندارد.
در نگاه رضا اسماعیلی در این کتاب، مفهوم عشق – آخرین گریزگاه انسان مصرف زده – مفهومی کاملا گذشته گرا و استعلایی است و در موقعیتی در تغایر کامل با فرهنگ مصرفی قرار دارد و بر اساس آن، عشق زمینی – مصرفی – تقبیح میشود:
«هنوز هم رعشق را رفصلی از خط و خال می بینی رچه سیب کالی!» (ص ۳۸)
«سمت روشن دنیا» آکنده از عطر «عشق» معناگرایانه به جای عشق تن آلود فرهنگ مصرفی است.
انتظار اسماعیلی از «عشق»، از عامل آسایش انسان آشفته امروزی، رمانتیک وار و البته کاملا به گذشته مربوط است و در جهانی که بازگشتهای بنیادگرایانه حتی در لایههای سیاست به وقوع میپیوندد و مکاتب فکری گذشته از لایههای عمیق جوامع سربلند میکنند؛ آیا شاعر نمیتواند به خاطر خود و کسانی که مثل او فکر میکنند، به گذشتهای رجوع کند که برایشان زیبا و آکنده از آرامش است؟

منبع :

http://www.ettelaat.com/etiran/?p=243454

|+| نوشته شده توسط در سه شنبه هجدهم آبان ۱۳۹۵ |
شراره کامرانی ...

ما را در سایت شراره کامرانی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 35 تاريخ: سه شنبه 23 خرداد 1396 ساعت: 5:57

صفحه بندی