مصرف گرایی ؛ واقعیتی که می تواند به شکوفایی اقتصاد کشور منجر شود

خرید بک لینک

مصرفگرايي؛ واقعيتي كه ميتواند به شكوفايي اقتصاد كشور منجر شود

شراره كامراني؛ معاون برنامهريزي، اجرايي و ارتباطات انجمن صنايع لوازم خانگي ايران

(دانشجوي دكتري تخصصي جامعهشناسي اقتصاد و توسعه)

استراتژی توسعه کشورمان بر توسعه صنعتی مبتنی است. به تأکید برنامهریزان و با توجه به تجارب كشورهاي پيشرفته، تنها راه توسعه کشور و گسترش امکانات رفاهی و زندگی مبتنیبر کرامت انسان در دنیای معاصر، صنعتی شدن است.

اگرچه جهان در آستانه تحولات وسیعی در حوزه صنعت است و نشانههای چهارمین انقلاب صنعتی که در آن رباتها با انسانها و در کنار آنها زندگی و کار میکنند، در برخی کشورهای اروپایی از جمله آلمان و در كشورهاي آسیایی مانند هند مشهود است، اما کشور ما هنوز در تدارک امکانات برای صنعتی شدن است.

صنایع در کشور ما در دهههای اخیر از حالت سنتی در آمده و تحولات مثبتی در کارخانهها ملاحظه میشود، اما ضرورت دارد با عزم ملی در جهت تسریع در روند صنعتی شدن، فاصلهمان را با کشورهای صنعتی و پیشرفته جهان کمتر کنیم. چهارمین انقلاب صنعتی در راه است و کشورهایی که نتوانند با این انقلاب همراه و همسو شوند، با شکاف عمیقی از کشورهای پیشرفته عقب خواهند ماند؛ بنابراین وقت و فرصت برای کم کردن فاصله و تجهیز برای پیوستن به کارناوال صنعت پیشرفته جهان، بسیار محدود است و ضرورت دارد بیفوت وقتی، تمام امکانات و نیروهای کشور در این جهت تجهیز شوند.

یکی از صنایع بالقوه توانمند در این مسیر، صنعت لوازم خانگی کشور است.

این صنعت بیش از نیمقرن در ایران سابقه دارد و امروز کارخانجات متعددی در اقصی نقاط کشور به تولید محصول در این شاخه صنعتی اشتغال دارند. اگرچه این صنعت در سالهای اخیر، پیشرفتهای چشمگیری در حوزههای کمیت و کیفیت داشته، اما هنوز در مقابل رقبای خارجی ضعف دارد؛ اما داشتن ضعف به مفهوم باختن رقابت نیست. هر ضعفی راهحل و درمان دارد و البته درمان ضعف از طريق تقویت ارگانیسم ميسر است.

صنعت لوازم خانگی ایران به مثابه یک ارگانیسم، حیات دارد و بهرغم ضعفهایی که احياناً دارد یا با ناروایی به آن نسبت داده میشود، توانسته است از حالت سنتی گذشته و به وضعیت نیمهمدرن و گاه مدرن امروزی دست یابد. بنابراین با شناخت نقاط قوت و ضعف آن، میتوان نسخههایی برای تقویت این صنعت و یا حتی احیاء برخی اجزاء آن که در اثر بیتوجهی و یا مدیریت غیراصولی دچار آسیبهایی شدهاند، پیچید.

با توجه به توان تولیدی صنعت لوازم خانگی ایرانی در تأمین نیاز کشور، هدایت مصرفکنندگان داخلی به سمت محصولات ایرانی میتواند تأثیرات مثبتی در رشد صنعت لوازم خانگی و بالمآل توسعه اقتصاد کشور داشته باشد. در حالیکه این اقلام نسبت به نمونههای مشابه خارجی دارای مزیتهای رقابتی در قیمت و گاه حتی در کیفیت هستند، به نظر میرسد عوامل دیگری بهصورت پیدا و پنهان بر بازار مصرف محصولات داخلی مؤثر هستند.

محصولات تولیدی در صنعت لوازم خانگی بهدلیل ارتباط نزدیک با مردم و حضور همیشگی در زندگی، در معرض تأثیر همیشگی از اجتماع هستند. در جامعهای مانند ایران که درگیر تحولات پرشتاب در ساختارهای اقتصاد، فرهنگ و... است، صورتهای تازهتری از انواع زندگی در جامعه خلق میشود.

«مصرفگرایی» یکی از این صورتهاست که هر روز جلوههای تازهای بهخود میبیند و بر لایههای مختلف جامعهای مانند ایران با تحولات پرشتاب در ساختارهای اقتصاد و فرهنگ تأثیر میگذارد. مصرفگرایی در کشور ما عمدتاً به اسرافکاری پهلو میزند و مردم منابع ملی خود را بهمیزان چشمگیری اتلاف میکنند.

اسراف در این منابع به اندازهای است که بنابر آمار منتشره میزان هرزدادن منابع و مصرف سرانه آب، انرژی، دارو، نان و... در ایران ارقامی بسیار بالاتر از استانداردهای جهانی را نشان میدهد. هرزدادن منابع در ایران یکی از یکی از علل عدم توسعه واقعی کشور است. بهطور قطع میتوان گفت امروز مصرف لوازم خانگی- نیز مانند سایر حوزههای مصرف- متأثر از فرهنگ مصرفگرایی است و تنها مبتنیبر نیاز فیزیکی به محصول نیست و نیازهای دیگر مصرفکننده بهصورت چشمگیری برمیزان یا نوع مصرف و هرزروی منابع مؤثرند؛ بهنحوی که بهدلیل روحیه تنوع طلبی مردم، این محصولات پیش از استهلاک، مورد تعویض قرار میگیرند و یا براساس معیارهایی منفک از اصل نیاز و در واقع براساس میل و گرایش به داشتن محصول گرانتر، لوکس و حتی براساس چشم و همچشمی و یا برای ایجاد تمایز خریداری میشوند و افراد با مصرف لوازم خانگی متمایز و یا بهوسیله برندهای خاص، موقعیتهای اجتماعی خود را باز تعریف میکنند.

این نوع مصرف، براساس دلایل متفاوتی در جامعه امروز ایران رایج شده است. به گفته پروفسور محمدهاشم پسران تداوم تحریمها و سیاستهای پوپولیستی سالیان طولانی منابع اقتصادی کشور را بهجای سرمایهگذاری به سمت مصرف سوق داده است. کاهش سرمایهگذاری بین 12 تا 15 درصد در بخش دولتی اتفاق افتاده است و البته این روند در بخش خصوصی نیز ملاحظه میشود. در همین دوره، مصرف حدود 5/1 درصد کاهش یافته است؛ یعنی اثر تحریم بر روی مصرف نبوده است، بلکه بر روی سرمایهگذاری و تولید بوده است؛ بنابراین مصرف با شدت و تحت هر شرایطی در جامعه ادامه دارد.

در کنار عوامل مذکور، بهدلیل توسعه ارتباطات در دنیای امروزی، همگام با روند جهانی، اشتهای مصرف در کشورمان ابتدا در طبقات برخوردار و سپس در بطن جامعه بالا رفت و امروز با قاطعیت میتوان گفت مصرفگرایی و صورتهای تازهتر مصرف، در جامعه تبدیل به نوعی هنجار رایج شده است. پذیرش این واقعیت، ضمن ارائه تصویر ملموس از جامعه، آمادگی لازم را برای مواجهه با وضعیت مذکور و حتی بهرهبرداری از آن را به نفع جامعه ایجاد میکند. به هر حال یک روی مهم سکه مصرفگرایی- خصوصاً در حوزه لوازم خانگی- آن است که مصرفکننده امروز بهدلیل ارتقاء دانش و آگاهی و توسعه ارتباطات، ضمن این که توقع و انتظار بیشتری از محصولات مصرفی خود دارد، به حقوق خود نیز اشراف دارد و میداند با توجه به تکنولوژی بالای تولید در جهان و سرعت چشمگیر تغییر و پیشرفت در محصولات و بنابراین بهدلیل رقابت بسیار تنگاتنگ بین تولیدکنندگان کشورهای مختلف، فرصتهای انتخاب فراوانی پیشرو دارد.

مجموع این مسائل باعث میشود بتوانیم فارغ از گفتمانهای انتقادی، مصرف و مصرفگرایی را بعدی واقعی از ابعاد متفاوت زندگی امروز بشر بدانیم و در فکر هدایت آن به سمت مصالح جامعه باشیم.

محصولات لوازم خانگی در زندگی روزمره در سطوح مختلف خانگی، اداری و تجاری اقشار روستایی و شهری مورد مصرف مداوم هستند و بهطور روزانه افراد بسیاری در جامعه به خرید یا تعویض لوازم زندگی و منزل میپردازند؛ بنابراین محصولات این شاخه صنعتی بهطور مستقیم با روحیه مصرفگرایی مردم نسبت و رابطه دارند.

متأسفانه گرایش قابل توجهی در جامعه نسبت به انواع خارجی این محصولات وجود دارد؛ در حالیکه انواع خارجی در شرایط کیفی تقریباً نزدیک به نمونههای داخلی، به قیمتهایی به مراتب گرانتر فروخته میشوند؛ محصولاتی که اغلب در ایران دارای مراکز ارائه خدمات پس از فروش نیز نیستند. در حالیکه امروزه کارخانههای تولید لوازم خانگی ایرانی در ارائه خدمات فروش مانند تضمین کیفیت محصول تا خدمات پس از فروش و حین مصرف اهتمام جدی دارند و انجمن صنایع لوازم خانگی ایران در سال 1391 برای اولینبار در جهان استاندارد خدمات به مشتریان و ضمانت لوازم خانگی انرژیبر را تدوین کرد و امروز در حالیکه این استاندارد بهعنوان استاندارد ملی شماره 13629، در وضعیت اختیاری قرار دارد، بسیاری از شرکتها خود را ملزم به رعایت مفاد آن میدانند.

همچنین قیمت کالاهای خارجی به نسبت سطح درآمدی متوسط مردم کشورمان، گران محسوب میشود و در این حالت گرایش مصرفکنندگان به انواع خارجی- در رنج درآمدی متوسط و متوسط به پائین- بیانگر نوعی بیگانگی نزد مصرفکنندگان نسبت به شرایط خودشان است؛ آنها یا قدرت تشخیص مصلحت خود را براساس میزان درآمد و مخارج زندگی ندارند و یا راههای این تشخیص به شیوههای مختلف از جمله از طریق رسانههای جمعی تبلیغگر مصرف کالاهای خارجی، به انسداد رسیده است.

آنچه مسلم است این است که امروز محصولات لوازم خانگی ایرانی با دهههای قبل تفاوتهای چشمگیری دارند که بهطور طبیعی ادامه منطقی رشد کمی و کیفی این صنعت در کشور است؛ صنعتی که توانسته است به درجهای از تغییر و پیشرفت برسد که از سوی وزارت صنعت، معدن و تجارت جزء صنایع پیشران توسعه اقتصادی کشور معرفی شده است.

بنابراین ضرورت دارد با شناسایی عوامل مؤثر برگرایش به مصرف نوع ایرانی این محصولات و هدایت نقدینگی بازار این نوع محصولات به سمت تولیدات داخل، زمینه مساعدی برای رشد و توسعه این صنعت بهعنوان یکی از رشتههای شتابدهنده توسعه اقتصادی کشورمان فراهم شود.

به بیان دیگر مصرفگرایی اگرچه در ذات خود مورد انتقاد بسیاری از اندیشمندان اجتماعی بوده و هست، اما بهعنوان یک واقعیت در دنیای کنونی باید دیده و پذیرفته شود و راههایی برای هدایت آن بهسوی مصالح جامعه شناخته شود. از این منظر و با توجه به روحیه تنوع طلبی نزد مصرفکنندگان ایرانی و تمایل ایشان به استفاده از محصولات متنوعتر، میتوان از این اشتیاق مصرف به نفع صنعت لوازم خانگی داخلی- بهعنوان صنعتی که محصولاتش بهطور روزمره مورد استفاده مصرفکنندگان است- بهرهبرداری کرد.

مطالعه ابعاد جامعه شناختی مصرف در اواخر قرن 19 و اوايل قرن 20 مقارن با بررسیهای وبر، زيمل و وبلن با موضوع «مصرف» آغاز شد كه علت اصلي آن رشد سرمايهداري در جوامع غربي و پيامدهاي مثبت و منفي ناشي از آن بود.

مصرفگرایی اگرچه در ذات خود مورد انتقاد بسیاری از اندیشمندان اجتماعی بوده و هست، اما به هر حال اکنون بهعنوان یک «واقعیت» وجود دارد و انکار یا تلاش برای امحاء آن، در فاصله بعیدی با واقعبینی بهعنوان لازمه مواجهه با دنیای امروز قرار دارد.

در دنیای امروز عقلگرایی و تبدیل محدودیتها به فرصت، از ابزار و استراتژیهای لازم و رایج محسوب میشوند و بنابراین مصرفگرایی نیز در رویکردی تعقلگرا میتواند حتی منافعی برای جامعه داشته باشد.

لوازم خانگی از کالاهای پرمصرف خانوارها محسوب میشوند. مصرفکنندگان همواره نسبت به استفاده از کالاهای تازهتر لوازم خانگی اشتیاق دارند، اما متأسفانه گرایش غالب در این حوزه بهسمت مصرف انواع خارجی است. البته درصورت برنامهریزی صحیح میتوان از این اشتیاق مصرف به نفع صنعت لوازم خانگی داخلی بهرهبرداری کرد. برای انجام برنامهریزی در این جهت و در واقع برای ایجاد ذائقه مصرف یا هدایت بازار به مصرف کالاهای لوازم خانگی تولید کشورمان اما، ابتدا باید بررسی شود مصرفکنندگان تحت چه عوامل یا شرایطی به سمت انواع ایرانی یا خارجی این کالاها گرایش پیدا میکنند.

به هرحال مصرف جهات، ترتیبات و ابعاد مختلفی دارد و اگرچه یک پدیده مهم اقتصادی است؛ اما فقط در اقتصاد خلاصه نمیشود. مصرف نشانهها و علائم فرهنگی فراوانی دارد که به روحیه فرهنگی و سبک زندگی فرهنگی جامعه و طبقات اجتماعی برمیگردد. از طرفی مصرف فقط یک موضوع مهم فرهنگی به حساب نمیآید و یک موضوع مهم روانشناختی هم است و ساختار روحی و روانی افراد جامعه را هم در بر میگیرد؛ یعنی در برخی افراد، اشتهای مصرف بسیار بالاست و نمیتوان برای آنها حد و میزانی قائل شد، اما در برخی دیگر میل به مصرف بسیار پائین است. گاه این فرضیه پیش میآید که چرا بعضیها با وجود مصرف بالا در زندگی، احساس کامیابی و رضایتمندی نمیکنند.

در روانشناسی این بحث وجود دارد که بین تمایل به مصرف و احساس رضایتمندی از زندگی ارتباط وجود دارد. البته این موضوع را باید در گروههای مختلف بررسی کرد.

به تعبیر بعضی از جامعه شناسان و روانشناسان، مصرف بالا هدف گروههای اجتماعی طبقه بالاست؛ اگرچه امروز مصرف در بین طبقات فرادست اجتماعی فراگیر است و سرشت و تمایلات انسانی و فردی این افراد در ترکیب با سایر عوامل اجتماعی، اقتصادی، تاریخی و فرهنگی تمایل به مصرف بیشتر را دامن میزند.

به هرحال مصرف و مصرفگرایی از واقعیات روشن دنیای معاصر و البته تحت تأثیر عوامل مختلف هستند. امروزه بسياري از جامعه شناسان و صاحبنظران علوم اجتماعي بر اين عقيدهاند كه مصرف و ايدئولوژي همبسته آن يعنی «مصرفگرايي» دين جوامع قرن حاضر محسوب ميشود و خانواده، معبد و پرستشگاه مسجل دین مذکور به حساب ميآيد (باكاك 1381)، گرچه مصرف کالاها و خدمات در دوران پيشين حيات بشر نيز وجود داشته است، ولي در قرون جديد، مصرف صرفاً محدود به رفع نيازها براي حفظ بقا نبوده و با مقاصد و نيتهاي ديگري نيز همراه شده است. در قرون جديد، مصرف، بخش اعظم تجارب روزمره زندگي بشر را شکل ميدهد و چيستي او را رقم ميزند (مايلس و همکاران 3:2002).

به هرحال توجه به مقوله مصرف در تمام ابعاد اقتصادی، اجتماعی و روانشناختی آن ضروری و لازم است، اما به نظر میرسد در شرایط امروزین جوامع و درست در زمانی که جامعه خود ما نیز بهشدت درگیر مصرفگرایی فزآیندهای است، توجه به ابعاد اجتماعی این پدیده میتواند راهگشای بسیاری از مسائل در تعاملات و مناسبات اجتماعی مورد نظر قرار گیرد و همزمان در هدایت منابع به سمت و سوی مصالح جامعه مورد بهرهبرداری قرار گیرد.

در جهان امروز بین مصرف، قدرت، منزلت اجتماعی، پایگاه اجتماعی، پرستیژ، اتیکت و سایر تشخصهای اجتماعی میتوان روابط محکمی پیدا کرد و بنابراین، مصرف در دنیای امروز، واقعیتی است که در لایههای مختلف جامعه وجود دارد و با توجه به فراگیری آن باید راهکارهایی را برای تبدیل تهدیدات آن به فرصت و بهرهبرداری از موقعیتهای فراهم، اندیشید.

البته در ايران بهدليل مشكلات ساختاري اقتصادي و نبود زيرساختهاي لازم در توليد، مصرفگرايي در حكم واردات بيشتر، وابستگي افزونتر و زمينههاي كمتر براي دستيابي اتكاء بهداخل بود. بدين ترتيب مصرف انبوه كه در غرب همراه توليد انبوه اتفاق افتاد، در ايران مقارن با واردات بيشتر كالاها در اشکال متفاوت قانوني و قاچاق و وابستگي بيشتر بوده است. ايجاد نيازهاي جديد كه اقتصاد و صنعت داخلي از عهده تأمين آن برنميآمد، از ايران بازاري بكر براي كالاهاي خارجي و وارداتي ميساخت. بدين ترتيب مصرفگرايي نه تنها برتوان توليدي كشور نميافزود، بلكه با ورود كالاهاي مصرفي كه بهطور عمده از كيفيت برتري نسبت به كالاهاي داخلي برخوردار بودند، انگيزههاي توليد را نيز به سردي ميكشاند و به اين شكل درآمدهاي نفتي نيز بهجاي اينكه موتوري براي تقويت بينانهاي توليدي كشور باشند، به محركهایي براي تضمين واردات كشور و پشتوانهاي آرامبخش براي مصرف هرچه بيشتر تبديل گرديدند.

در فرهنگ سنتي ما، قناعت يكي از ارزشهاي اجتماعي بود كه همزمان از سوي عرف و شريعت تكريم ميشد. براين اساس در خانوادهها فرهنگ استفاده از ملزومات زندگي، بر استفاده بهينه و مراقبت از اين ملزومات بود و وسايل و لوازم زندگي، تا وقتي كار ميكردند، در خانه و خانواده جايگاه داشتند.

مدرنیسم در ایران نیز با گسترش فنآوری و توسعه رفاه همراه بود و طی آن بهعنوان یک فرآیند فرهنگی و اجتماعی، الگوها و سبکهای جدید زندگی پیدا شد و بهتدریج مفهوم مبتنیبر رفع نیازهای ضروری مصرف، به اشکال جدیدی استحاله یافت؛ به نحوی که در زندگی افراد، نیازهای غیرضروری، ثانویه و فانتزی به درجات بالایی از اهمیت رسیدند.

فردگرایی یکی از شاخصههای مدرنیسم است و براین اساس افراد بر خواستهای خود و نیز به پیشرفت در ابعاد مختلف زندگی توجه بیشتری نشان دادند و به این ترتیب تغییرات اجتماعی مبتنیبر خواست فردی، در کشور رشد یافت و «مصرفگرایی» بهعنوان یکی از نمودهای فردگرایی در کشور شتاب بیشتری پیدا کرد.

امروزه با توجه به شيوع فرهنگ مصرفي و به زبان گویاتر بهدلیل تغییر فرهنگ مصرف در جامعه و نیز با توجه به ارتقاء روزافزون کارکرد و کیفیت کالاها و نوآوریهای سریع تولید کالاهای خانگی، خانوادهها به تبعيت از مد و در اثر تنوعگرايي و نیز جهت استفاده از تکنولوژی روز، ملزومات زندگي را خارج از دوره كاركرد بهينه، تعويض ميكنند و يا دور مياندازند و در واقع فرهنگ سنتي در حركت به سمت فرهنگ مدرن، ضمن عبور از بسياري از ارزشهاي سنتي از جمله قناعت، به ارزشهاي تازهاي باور پيدا كرده و داوطلبانه و با رغبت حاضر است در مسير دستیابی به ارزشهاي تازه، بیشتر از گذشته هزینه كند.

الگوی مصرف اگرچه تحت تأثیر نظامهای ارزشی و هنجاری اجتماعی و فردی قرار دارد، اما میتواند معرف شخصیت مصرفکننده نیز باشد. از این منظر بررسی الگوی مصرف در جامعه، ضمن معرفی وجوه مختلف شخصیت افراد، در بعد کلی نمایش دهنده روح کلی حاکم بر جامعه است و از طریق آن میتوان تغییرات جمعی فرهنگ و جامعه- خصوصاً در دورهگذار از سنت به مدرنیته و پس از آن- را نیز در کشور رصد کرد؛ چرا که مصرف بهعنوان فرآيندی اجتماعي، دارای ابعاد نمادي ويژهاي نیز هست. كالا و خدمات سواي كيفيت طبيعي آنها داراي علائم رمزي نيز هستند. در واقع ارزشها و مطلوبهاي اجتماعي، احترام و رفع نيازهاي عاطفي در نوع كالاي مصرفي انعكاس مييابد و افراد با خريد اشياء به تصاحب كالاي مذكور ميپردازند و موقعيتهاي اجتماعي خود را باز تعريف ميكنند (وارستهفر و مختاری، 43:1388).

لیکن همانگونه که گفته شد، مصرفگرایی در ایران با اشتیاق بازار نسبت به کالاهای خارجی توام بوده است؛ به نحوی که علیرغم توان تولیدی صنعت لوازم خانگی ایرانی در سالهای اخیر و قدرت تأمین نیاز داخلی از طریق صنعت مذکور، اشتیاق به کالاهای خارجی هنوز در این شاخه تداوم دارد و در واقع انواع وارداتی لوازم خانگی بر بازار تسلط دارند.

صنعت لوازم خانگی ایرانی توان تأمین بخش اعظمی از نیازهای بازارهای داخل را دارد؛ اگرچه بهدلیل فشارهای ناشی از تحریمهای خارجی و سیاستهای غلط اقتصادی در سالهای اخیر، ظرفیتهای تولید این صنایع بهطور کامل مورد بهرهبرداری قرار نمیگیرند، اما آنچه باعث میشود در بازار مصرف لوازم خانگی در ایران، بین کالای ایرانی و خارجی، رقابت اتفاق نیفتد، عدم کفایت کمی و کیفی صنعت لوازم خانگی ایرانی نیست؛ بلکه ترجیحات مصرفکننده سهم تولید ایرانی را از بازار داخل بهشدت تحت تأثیر دارد.

در حال حاضر حتی بهرغم کیفیت مشابه و گاه برتر لوازم خانگی ایرانی و حتی استانداردهای ملی، ملی اجباری و کارخانهای بعضاً برتر از استانداردهای خارجی و مزیتهای رقابتی در قیمت، ولو در شرایط ناچاری به خرید کالای ایرانی، اما ترجیح واقعی بازار به کالای خارجی است و بهرغم گرانی و افزایش قیمت کالاهای وارداتی خصوصاً در سالهای اخیر و با توجه به اینکه اغلب کالاهای خارجی در ایران فاقد مراکز خدمات پس از فروش هستند، اما این محصولات گرایش مصرفکنندگان خصوصاً در طبقات بالا را بهخود جلب میکنند و ذائقه مصرف لوازم خانگی خارجی بهعنوان یکی از صورتهای مصرف که آثار زیانباری بر اقتصاد ملی دارد، به طبقات پائین نیز سرایت میکند و به این ترتیب میل و ترجیح افراد در انتخاب کالاهای خارجی، بهصورت آمارهای کلان وارادت این نوع محصولات تجمیع شده و با کاهش سهم بازار کالاهای ایرانی و در واقع با اتلاف منابع ملی به نفع کالاهای خارجی، در تأخیر توسعه کشور، عمل میکنند. با توجه به قرار گرفتن کشورمان در مسیر توسعه صنعتی، میتوان با کنترل بازار مصرف وسیع داخل کشور، در رونق صنایع و ایجاد ارزشافزوده برای کشور و نیز ایجاد اشتغال تحولات اساسی بهوجود آورد.

اهمیت این امر زمانی روشنتر میشود که آسیبهای اجتماعی ناشی از بیکاری و فقر در جامعه مورد نظر آید. صنعت لوازم خانگی یکی از صنایع ایجادکننده ارزشافزوده بالا برای کشور و نیز ایجادکننده زمینههای شغلی متنوع است.

همانگونه که ذکر شد یکی از مهمترین مسائل این صنعت، واردات و وجود کالاهای رقیب خارجی در بازار داخل است. ابعاد فرهنگی و اجتماعی مصرف لوازم خانگی تاکنون کمتر مورد توجه قرار گرفته است؛ در حالیکه میتوان با توجه به عوامل اجتماعی مؤثر برگرایش به مصرف انواع ایرانی یا خارجی این محصولات، برنامههایی را برای کنترل، هدایت و حتی ایجاد ذائقه مصرف لوازم خانگی ایرانی در کشور بهوجود آورد تا این صنعت با بهرهبرداری حداکثری از بازار داخلی، توان توسعه بیشتر در ابعاد کمی و کیفی را کسب کند.

بنابراین ضرورت دارد با شناسایی مختصات اجتماعی بازار و عوامل مؤثر برگرایش به مصرف نوع ایرانی این محصولات و هدایت نقدینگی بازار به سمت تولیدات داخل، زمینه مساعدی برای رشد و توسعه صنعت لوازم خانگی داخلی بهعنوان رشتهای اولویتدار در توسعه اقتصادی کشور فراهم کرد.

_______________________________________

مندرج در کتاب #شانزدهمین_نمایشگاه_بین_المللی_لوازم_خانگی

شراره کامرانی ...

ما را در سایت شراره کامرانی دنبال می‌کنید

برچسب: واقعیتی,شکوفایی, نویسنده: بازدید: 29 تاريخ: شنبه 18 آذر 1396 ساعت: 6:46

صفحه بندی