سایه روشن های شعر امروز

خرید بک لینک


"سایه روشن های شعر امروز "عنوان یادداشتی ست که در مورد منافع گروها در حوزه شعر نوشته م و در سایت تخصصی شعر "تارنا"منتشر شده .این مساله سال هاست ذهن من رو مشغول کرده که باند و باند بازی در این حوزه ، درونی شده (مثل سایر حوزه ها) .برای اصلاح یا کاهش خشونت های جاری در چنین محیط هایی ، راهکارهایی هست که شاید در فرصتی، ضمن تدوین نظریه "حلقه های انتفاع " به اون بپردازم .

__________________________________________________________________________________________________________________________________________________________

"منفعت " از مفاهیم اساسی حیات بشری و "منفعت خواهی "از ویژگی های ذاتی انسان است. انسان در زندگی برای "کسب " تلاش می کند ؛ کسب و منفعتی که ممکن است مادی یا معنوی باشد.

بر این اساس افراد در عرصه ها و میدان های مختلف اجتماعی دائما در حال رقابت در جهت بیشینه سازی منافع خود هستند. اگر تعارفات معمول را کنار بگذاریم، می بینیم حتی فرهنگ، عرصه ای است که افراد به عنوان کنشگران فرهنگی در آن برای کسب منافع بیشتر دائما در حال تنازع هستند.

نگاه واقع بینانه به این مقوله نشان می دهد تاکید بر وجود منافع مادی و تنازعات مربوط به کسب حداکثری آن در حوزه فرهنگ، رویکردی تقلیل گرایانه نیست؛ بلکه واقعیتی ملحوظ در زندگی و عمل کنشگران فرهنگی است؛ به این معنی که کنشگران از طریق فعالیت های فرهنگی ، انتظارات مادی خود را برآورده می کنند ،اگرچه در کشور ما به دلیل جایگاه خاص و منطبق بر تعارفات فرهنگ، این نوع فعالیت ها اغلب در پوشش و لفاف انجام می شوند، اما اقتصاد فرهنگ ، ظرفیتی است که نمی شود آن را نادیده گرفت .

فضای شعر را در نظر بگیرید: در این حوزه کنشگران در رده های مختلف شاعران، ناشران، توزیع کنندگان کتاب، سازمان ها یا افراد مجری برنامه های مختلف مربوط به شعر، موسسات فرهنگی مربوط و... هر کدام در جستجو یا در فکر تامین منافع خود از جمله منافع مادی هستند؛ چرا که به عنوان مثال یک ناشر به عنوان یک بنگاه اقتصادی نمی تواند به فکر بیشینه سازی عایدات خود نباشد و یک شاعر پس از سال ها تلاش و تجربه انتظار دارد جامعه در قبال وقت و انرژی که او صرف می کند، پاداشی برایش در نظر گیرد؛ هرچند در میدان شعر کمترین منافع و عواید اقتصادی اغلب به شاعران می رسد، اما همین حداقل نیز به عنوان یک منبع کمیاب، زمینه ساز تشدید رقابت های پیدا و پنهان –خصوصا در سال های اخیر با توجه به شدت بیکاری و مسائل اقتصادی جامعه – بین شاعران است؛ شاعرانی که به این منبع – آب باریکه - دست یافته اند، در فکر حفظ و تداوم آن هستند و شاعرانی که دستشان از این منابع کوتاه است، در فکر دستیابی به آن هستند. این تنها بعدی از اقتصاد فرهنگ بود، اما شعر معاصر تحت تاثیر ابعاد دیگری نیز هست.

در میدان شعر ، نفع مادی تنها نفع موجود نیست و اصولا محدود کردن منافع این حوزه - فقط - به پول، رویکردی تقلیل گرایانه است .در سال های اخیر به دلیل تغییرات اجتماعی و بالطبع تغییراتی که در قشربندی های اجتماعی رخ داده،" شاعری" جایگاه پیشین خود را در سلسله مراتب اجتماعی از دست داده و چون نقشی که شاعر در جامعه ایفا می کند، مانند سابق نقشی تاثیرگذار نیست، منزلت آن تقلیل یافته و با توجه به فقدان مولفه های قدرت و ثروت ( به صورت ذاتی ) در این جایگاه ، به جرات می توان گفت امروزه جستجوی منافعی مانند منزلت و پرستیژ در شاعری، جستجویی بیهوده است و اصولا در دنیای امروز، شاعری فاقد این مولفه هاست، اما در این میدان منافع دیگری مانند شهرت که البته می تواند زیرساخت منافع دیگر از جمله نفع مادی باشد، به شدت مورد تنازع و بر محیط های شعر و شاعری تاثیرگذار است. البته کنشگران حوزه شعر مانند کنشگران عرصه های دیگر یک جامعه، کنشگرانی منفرد نیستند و بی شک از جهات و ابعاد مختلفی تاثیر می پذیرند. اگر فرض کنیم امروزه در بازار شعر یکی تولید می کند، دیگری می خرد و داد و ستد بین عاملان در محیطی طبیعی اتفاق می افتد و "دست نامرئی عرضه و تقاضا " این بازار را به تعادل می رساند، لطیفه ای برای انبساط خاطر تعریف کرده ایم. در این خصوص راه چاره ای جز نگاه کردن با عینک واقع بینی وجود ندارد و این عینک نشان می دهد کنش های فرهنگی در حوزه شعر – مانند سایر زیر شاخه ها و زیرساخت ها – در ارتباط و تعامل با دیگران صورت می گیرد و اصولا کنشگر منفرد در این حوزه نداریم و یا چنین کنشگری باید پذیرای عوارض مختلفی از جمله انزوا و بی بهرگی از منافع موجود باشد؛ بنابراین کنشگران عرصه شعر، کنشگرانی در ارتباط هستند. اما چگونه ارتباطی؟

در فضای کنونی شعر، شاعران با شاعران یا با موسسات و محافل مربوط پیوندهایی پیدا و پنهان دارند. خارج از این ائتلاف ها پیوندی نیست و یا پیوندها ضعیف اند، اما ارتباطات درون این پیوندها در خود مستحیل شده اند؛ یعنی اکنون عرصه شعر، عرصه نوعی از پیوندهای درونی است که به ایجاد انواع باندها و رانت های ساختاری منجر شده است. حاکمیت پدرسالارانه نهادهای فرهنگی منتسب به جریان شعر انقلاب، بستر پیدایش انواعی از این باندها و رانت هاست که برای قرارگرفتن در زنجیره آن ها، شاعر باید کنشگری دارای تقیدات سیاسی و مذهبی ( و یا حداقل متظاهر به این تقیدات) باشد.

این جریان با اتصال به منابع مالی دولتی و با سیاست جذب حداکثری، رانت های موجود (مانند تریبون ، حق الزحمه ، سفرهای فرهنگی و ... ) را در سطوح مختلف بین افراد واجد شرایط و متمایل به این جریان توزیع کرده و می کند و به عنوان مثال تنها یکی از موسسات فرهنگی منتسب به این جریان، با استفاده از منابع مالی در دسترس، در سال های اخیر ضمن طراحی فرصت های آموزشی و ارتباطی فراگیر، برای تربیت نسل جوان شاعران (در تیراژ انبوه ) وابسته به جریان متبوع، فرصت هایی را بین شاعران و متقاضیان شاعری در میان گروه های نزدیک به خود بازتوزیع می کند و یا حاکمیت محافل رفیق گرایانه شعر بر فضای ادبی کشور در سال های اخیر، موجب پیدایش باندهایی است که بستر توزیع امکانات موجود از طریق کانال های دوستی، آشنایی و ارتباطات (درون و بیرون ) محفلی شده است.

در فضای ادبی کشور البته نمی توان اقشاری از شاعرانی را که با فاصله گیری از باندهای دولتی، باندهایی تازه و محافلی اختصاصی برای خود و نزدیکانشان برپا کرده و با پز روشنفکری و اپوزیسیونی، همین داستان باند و باند بازی را اما در سوی مقابل ایجاد کرده اند، نادیده گرفت. در هر سه گروه باندهای مذکور، بین عاملان توزیع و گیرندگان رانت، علائقی وجود دارد و چنانچه کنشگری خارج از دایره این علائق باشد، نصیبی از رانت های توزیعی نخواهد برد.

بسامد بالای تکرار "نام های خاص " در برنامه های مربوط به هر سه دسته از این جریانات نشان می دهد فعالیت های خاص هر گروه در کدام دایره از کنشگران حوزه شعر اتفاق می افتد.

با مداقه در لایه های مختلف فضاهای شعر و شاعری کشور در سال های اخیر می توان ملاحظه کرد به رغم تخصیص بودجه های معقول و قابل توجه فرهنگی در حوزه شعر و به رغم تعدد و تکثر برنامه های مربوط، اما نوعی اختلال توزیع منابع (اعم از مادی و معنوی )در این عرصه وجود دارد که ناشی از همین فضاهای "باند" و" باند بازی" است که در ساختار رانتی فرهنگ کشور مشغول تحدید خود و ذات فرهنگ است.

براین اساس ملاحظه می شود فرد برای انتفاع در این حوزه باید در زنجیره ای قرار گیرد که در یک سو نفعی عاید دست اندرکاران کند تا در سوی دیگر نفعی را بهره ببرد . درست مانند رابطه ناشر(ی که سابقا با صفت بازاری تعریف می شد ) با مولف؛ ناشری که برای او تفاوتی ندارد کتابی که چاپ کرده تا چه میزان منطبق بر معیارهای علمی و شاعری که کتاب او را چاپ می کند ، تا چه حد دارای اصالت است ، ناشری که صرفا به ویژگی "بازارپسندی" کتاب توجه می کند و حتی ممکن است فعالیت های دامنه داری را برای برند سازی یک سارق ادبی به عنوان شاعر انجام دهد تا از طریق فروش تولیدات مسروقه او منفعتی برای خودش دست و پا کند.

توزیع رانتی منابع و بهره های موجود در سال های اخیر – خصوصا نزد شاعران جوان و دسته ای از شاعران پیشینه دار به حاشیه رانده شده فاقد علاقه یا انگیزه برای ورود به فضاهای سیاسی یا محفلی ادبیات یا حتی غافل از این سازوکارها – موجد انواع اعتراض های سخت و نرم بوده و خارج از فضاهای باندی مذکور ، کمتر کنشگر حوزه شعر را می توان پیدا کرد که نسبت به وضعیت موجود معترض نباشد؛ در واقع این نوع توزیع رانت به ایجاد گسستی در جامعه شاعران منجر شده که طی آن عده ای – اعم از قدیمی تر ها و جوان ترها – به حاشیه رانده شده اند و البته این حاشیه رانی و مرکز نشینی نه به دلایل فنی و فقر و غنای شاعر در شعر، بلکه به دلیل ضعف مهارت های ارتباطی یا بی توجهی شاعر به مراکز توزیع رانت یا اصولا بی علاقگی به این نوع مراکز است ؛ امری که در جولان برساخته های"خودی " و "ناخودی" که گردانندگان باندها – پنهان و آشکار – بر پیشانی کنشگران حوزه شعر می زنند ؛ باعث ایجاد سهم نهادینه برای خودی ها و برچسب های فراوان مانند شعر ضعیف ، تمایلات فلان و بهمان ، حتی دماغ سربالا و ... برای ناخودی هاست؛ برچسب هایی که به طریق اولی در مشروع سازی عمل راندن "ناخودی ها " به حاشیه، کارکرد دارند.

حاشیه نشینی در هنر البته پیامدهای خاص خود را دارد. از جمله این عوارض می توان به رویگردانی و ضدیت حاشیه نشینان با ارزش ها و هنجارهای رایج در مرکز جامعه اشاره کرد، اما مهمترین بعد این گسست، تحلیل اعتماد بین هنر و جامعه است. هنرمندی که جامعه فرصت حضور و بروز را از او سلب کرده، دیر یا زود دچار سرخوردگی می شود، یا در گروه هایی قرار می گیرد که آشکارا در ضدیت با ارزش های جمعی قرار دارند و یا رسالت انسانی و هنری خود را می بوسد و آن را برای همیشه کنار می گذارد.

آیا هنری که وابسته و مرهون تقیدات خاص به محافل خاص است، می تواند بازتاب دهنده واقعیات و یا دلسوز جامعه باشد؟ بی شک جامعه برای تعاطی افکار و بالندگی، به سطوح مختلف اندیشگی خود نیاز دارد؛ نیازی که به جای پاسخدهی، با توجه به خلقیات درونی شده فرهنگ ایرانی در فضاهای تاریک و روشن باندبازی های ادبی در حوزه شعر طی چهار دهه اخیر با لاقیدی تمام پس زده می شود؛ بی آن که کسی به فکر منافعی فراتر از منافع شخصی و گروهی خود باشد!

#شراره_کامرانی

___________________

منبع : تارنا ، پایگاه تخصصی شعر و ترانه

http://taa.ir/index.php/%DB%8C%D8%A7%D8%AF%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D9%87%D9%81%D8%AA%D9%87/item/800-%D8%B3%D8%A7%DB%8C%D9%87-%D8%B1%D9%88%D8%B4%D9%86-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%B9%D8%B1-%D8%A7%D9%85%D8%B1%D9%88%D8%B2

|+| نوشته شده توسط در پنجشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۶ |
شراره کامرانی ...

ما را در سایت شراره کامرانی دنبال می‌کنید

برچسب: سایه,روشن,های,شعر,امروز, نویسنده: بازدید: 28 تاريخ: جمعه 27 مرداد 1396 ساعت: 16:30

صفحه بندی